تبليغاتX
عشق داستانی نا محدود
 

 


 

 




 


درد و دل


       آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :
 



_-^:مثل غنچه:^-_                            

درست مثل غنچه به هم فشرده بودم

غروب كرده بودم...شكست خورده بودم

 

شب شكستنم بود...اگر نمي رسيدي

جنازه ي دلم را به خانه برده بودم...

 

بدون چشم هاي تو رفته بودم از دست

بدون دست هاي تو جان سپرده بودم

 

شب به هم رسيدن...نسيم مي شدم كاش

كه دانه دانه زلف تو را شمرده بودم

 

عزيز من كه چشمت دوباره عاشقم كرد

اگر نگاه گرمت نبود...مرده بودم!!!

 

♥♥♥غنچه ی  عشق♥♥♥ 

 


نويسنده: twobrother مورخ: شنبه 10 فروردین1387 در ساعت: 4:47 بعد از ظهر
      |+|



::^^سلام ای کهنه عشق من ::^^                           

 

سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
تو یه رویای کوتاهی دعای هر نظرگاهی
شدم خواب عشقت چون مرا اینگونه میخواهی
شدم خواب عشقت چون مرا اینگونه میخواهی

من آن خاموش خاموشم که با شادی نمیجوشم
ندارم هیچ گناهی جز که از تو چشم نمی پوشم
تو غم در شکل آوازی شکوه اوج پروازی
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی

مرا دیوانه میخواهی ز خود بیگانه میخواهی
مرا دلباخته چون مجنون ز من افسانه میخواهی
شدم بیگانه با هستی زخود بیخود تر از مستی
نگاهم کن نگاهم کن شدم هر آنچه میخواستی
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست

بکش دل را شهامت کن مرا از غصه راحت کن
شدم انگشت نمای خلق مرا تو درس عبرت کن
بکن حرف مرا باور نیابی از من عاشق تر
نمیترسم من از اقرار گذشت آب از سرم دیگر
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست

 

♥♥عشق کهنه♥♥

 

 


نويسنده: twobrother مورخ: پنجشنبه 8 فروردین1387 در ساعت: 8:7 بعد از ظهر
      |+|