من فقط یک نفر هستم، ولی به هر حال یک نفر هستم. نمی توانم هرکاری را انجام دهم ولی می توانم بعضی کارها را انجام دهم. و من این اجازه را نخواهم داد که کارهایی که نمی توانم انجام دهم مرا از انجام کارهایی که می توانم بازدارد.
سلام به دوستان عزیز و گل که توی این مدت به ما سر زدین و با نظر هاشون ما رو خوشحال کردن در درجه اول از کسانی که خبر دادن و ما نتونستیم بهشون سر بزنیم عذر خواهی میکنیم
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است
دلم برای کسی تنگ استکه طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد
دلم برای کسی تنگ استکه با زیبایی کلامش مرادرعشقش غرق میکند
دلم برای کسی تنگ استکه تنم آغوشش را می طلبد
دلم برای کسی تنگ استکه دستانم دستان پر مهرش را می طلبد
دلم برای کسی تنگ استکه سرم شانه هایش را آرزو دارد
دلم برای کسی تنگ استکه گوشهایم شنیدن صدایش راحسرت میکشد
دلم برای کسی تنگ استکه چشمانم ، چشمانش را می طلبد
دلم برای کسی تنگ استکه مشامم به دنبال عطر تن اوست
دلم برای کسی تنگ استکه اشکهایم را دیده
دلم برای کسی تنگ استکه تنهایی ام را چشیده
دلم برای کسی تنگ استکه سرنوشتش همانند من است
دلم برای کسی تنگ استکه دلش همانند دل من است
دلم برای کسی تنگ استکه تنهایی اش تنهایی من است
دلم برای کسی تنگاستکه مرهم زخمهای کهنه است
دلم برای کسی تنگاست که محرم اسرار است
دلم برای کسی تنگ استکه راهنمای زندگیست
دلم برای کسی تنگ استکه قلب من برای داشتنش سال ها صبر می کند
سلام خدمت دوستان عزیز که لطف میکنن و میان به وب ما سر میزنن اومدم بگم که تا یه چند وقتی نیستم و نمیتونم بیام به خاطر این نمیتونم بیام چون داریم به کنکور نزدیک میشیم و من باید واسه کنکور بخونم و این بار دلیل نیومدنم اینه البته هر از چند وقت میام که هم نظراتی که میزارید بخونم هم به وبتون سر بزنم
موفق باشید دوستان
یا حق
یکی را دوست میدارم ، آن را احساس کردم در قلبم …
او همان ستاره درخشان آسمان شبهای دلتنگی و تیره و تار من است…
او همان خورشید درخشان آسمان روزهای زندگی من است…
یکی را دوست میدارم …
آری ، او همان مهتاب روشن بخش شبهای من است …
قلبم او را دوست میدارد و من هم تسلیم احساست پاک قلبم میباشم…
یکی را دوست میدارم ،
همان فرشته ای که در نیمه شب عشق به خوابم
آمد و مرا با خود به دشت دوستی ها برد…
او همان فرشته ای است که با بالین سفیدش مرا به اوج آسمان آبی برد و
مرا با دنیای دوستی و محبت آشنا کرد…
یکی را دوست میدارم ،
همان کسی که هر شب برایم قصه لیلی و مجنون
در گوشم زمزمه میکرد و مرا به خواب عاشقی می برد …
یکی را دوست میدارم ،
همان کسی که مرا آرام کرد و معنی دوستی را به
من آموخت…
اینک که من با او هستم معنی واقعی دوست داشتن را فهمیدم …
او مثل ابر بهار زود گذر نیست ، او برایم مانند یک آسمان است که همیشه
بالای سرم می باشد…
آسمانی که زمانی ابری می شود چشمهای من هم از دلگیری او بارانی می شود…
آری ، تو برایم مانند همان آسمانی…
یکی را دوست میدارم ،
او دیگر یکی نیست او برایم یک دنیا عشق است…
پس بمان ای کسی که تو را دوست میدارم ، بمان و تسلیم احساسات پاک
من باش…
می خواهم تو را شکنجه دهم ، شکنجه عشق و محبت خودم !!!!
آنقدر تو را شکنجه می دهم تا تمام وجود من شوی ، چون که تو را دوست
دارم…
ای خورشید آسمان روزهای من ، ای مهتاب روشن بخش شبهای من ، ای
ستاره درخشان آسمان تیره و تار من ، ای آسمان زندگی من و در پایان ای
همدم زندگی من ، با من باش چون که تو را دوست میدارم ، آری ، تو را